
شبای قدرمو ببین دلم گرفته از خودم خودم میدونم ای خدا چه بندهی بدی شدم اگه بَدم دل خوشه خدام تو هستی من اومدم گفتی به روم درو نبستی به بهترین رقم بزن مقدّرات سالمو تو میتونی عوض کنی برا همیشه حالمو بذار دلم الی الاَبد پیشت بمونه دعامون امشب فرج صاحب زمونه گواه مظلومیتت فرق پُر از خونِ علی پیچیده توی کوفه که دیگه نمیمونه علی یتیما با کاسهی شیر میگن با خواهش بازم بکِش رو سرمون دست نوازش به روی لبهای علی وصیّتهای امشبه اینم یکی از اون همه مصیبتهای زینبه چیا شنید که چشمشو بسته اباالفضل علی حسینشو سپرد دست اباالفضل صدا صدای زینبه با خیمه میسوزه دلم برادرای من کجان شمره کنار محملم کاشکی میشد از رو زمین پاشه اباالفضل همسفر غریبههام باشه اباالفضل