نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل مارو خون نكن، برادر غریب من اشكاتو پنهون نكن، برادر غریب من حالا كه ما رسیدیم، آروم نمی شه چشمام مادر برات گذاشته، یه دست لباس احرام قربونت برم، چقدر قربونیات خدایی ان حاجیای تو دیگه، همشون كربلایی ان چند روزِ دیگه، روی نیزه های جدایی ان وای برادر غریبم3 بار سنگین غمو، رو شونه هام حس می كنم اشكای فاطمه رو، رو گونه هام حس می كنم تو رویاهام دوباره، یه قتلگاه می بینم با یه قد شكسته، بالا سرت می شینم بارون غمو، می بینم می باره روی سرم قتلگاهی رو، كه می كُشنت ای برادرم می بینم تو رو، روی نیزه ها در برابرم وای برادر غریبم3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد