
خدا کند به سر این انتظارها برسد زمان مرگ خزان بهارها برسد نشد اگر برسم من به پای بوسیِ تو خدا کند که از آن سو غبارها برسد توجهی، نظری، گوشه چشمی آقا یکی به داد دل بیقرارها برسد خدا کند خبر همسفر نداشتن تو به گوش پر ز هیاهوی یارها برسد به سوی منزل و مقصد بدون یاری تو گمان نمیکنم آخر که بارها برسد غروب جمعه تو را خواندهایم و فردا صبح دوباره هر که رَوَد تا به کارها برسد بمان که شاید عبیسی که وقت کم دارد برای دیدنت از این دیارها برسد سحر ندارم و باید دعا کنی که دلم به میهمانی شب زندارها برسد گنهکاری من را ببخش جان حسین همیشه رحمت شه برندارها برسد دلم عجیب دوباره محرمی شده آقا خدا کند که سبو بر خمارها برسد اگر که عمر وفایم نکرد پای تو کاش شبی چو رهگذری بر مزارها برسد