نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خانومم ببین که حالم زاره بارونم ابر چشام میباره جونِ من بمون اگه راه داره! جونِ من پاشو، دلم به بودنت خوشه پاشو که غصّهت داره علی رو میکُشه خیلی داغونم تو رو به التماسِ من محسن رفت اما تو حرف رفتنو نزن آه ای تنها پناهِ من رحمی کن به آه من بی تو زهرا میمیرم این روزا با چشم تر هر بار میرسم به دَر دست به زانو فاطمه میمیرم، نرو نرو... **** خانومم برات بمیره حیدر کاش میشد بشی یه ذرّه بهتر کاشکی این خونه نشه بیمادر گریهام میگیره، تو اشک نریز تو رو خدا حالا که سوخته، تمام خاطرات ما گریهام میگیره شب عروسی یادته؟ بابات میگفت پیر بشی به پای مرتضی اما پیر شدی چه زود حالا با رخ کبود از حیدر رو میگیری قلبم میشه خونِ خون که با این قدِ کمون دست به پهلو میگیری میمیرم نرو نرو... **** درد داری سخته بلند شی از جا درد داری از اون روزی که زهرا پشت در تو رو زدن نامردا تنها بودی بین شعله و غبار و دود فضّه هِی میگفت کمک ولی کسی نبود تنها بودی که یهو به در لگد زدن روی تو افتاد دری که نیمه سوخته بود رد شد هر کسی رسید آتیش شعله میکشید تو زیر در میسوختی غوغا شد تو خونهمون میدیدم که نیمه جون از پا تا سر میسوختی میمیرم نرو نرو... **** حالا که تن تو رو غسل میدم چی اومد سرت حالا فهمیدم حالا که کبودیا رو دیدم حالا میبینم چقدر کبوده گونههات میخوام که مرهم بشم واسه نشونههات میریزم اشکامو دونه دونه رو تنت دست میکِشم روی ردّ تازیونه آب رفته همه تنت با بیرحمی کشتنت داغت خیلی سنگینه دارم آه سینهسوز که داره میاد هنوز خونِ تازه از سینه میمیرم نرو نرو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد