بمونم که چی بشه من دلم به بودن عمو خوشه بمونم که چی بشه منو اشکای رقیه میکُشه از حرم دیده به قتلگاه تو دوختم از علمدارت علمداریو آموختم قبل از اینکه خیمهها بسوزه من سوختم ببین اِبنُ الحسن اینجا قیامت کرد رخِ نیلیِ زهرا رو زیارت کرد نذاشتم دستش از روی سرم رد شه همون دستی که تو کوچه جسارت کرد یا اُمّی والله لا اُفارق عَمّی... **** بمونم که چی بشه من دلم به بودن عمو خوشه بمونم که چی بشه یکی داره خنجرش رو میکِشه نمیتونم ببینم داری میری از حال داره زهرا مادرت میاد به استقبال میپیچه نالهی یا بُنَیَّ تو گودال با اینکه نوجوونم مردِ میدونم برا مادربزرگم روضه میخونم غروب جمعهاس اما مثل بابامی قتیلِ یومُ الاثنینی عمو جونم یا اُمّی والله لا اُفارق عَمّی... **** بمونم که چی بشه من دلم به بودن عمو خوشه بمونم که چی بشه زینبت قراره که اسیر بشه دستای بریدهی من پَرِ پروازه شبیه زخمای تو روضهمونم بازه تن ما و ده سوار و نعلای تازه بمیرم که به قتل صبر محکومی باید خون گریه کرد از بس که مظلومی به غارت میره حتی کهنه پیراهن تو فکر ساربانه نقشهی شومی بعد از رفتن سَنان، اومد تازه ساربان شمر با خنده میگه که سَنان انگشتر مبارکه