
اکبرم نور دل و روح و روانم پسرم تو به خون غرقِ و من شعله به جانم پسرم یک نظر دیده گشا باز به سیمای پدر که ز داغ تو رود روح ز اعضای پدر کاش من جای تو بودم، تو بودی جای پدر پيش پای پدر از مِهر ز جا خيز، علی ای به خون غوطهور از خاکِ بلا خيز، علی بنشين کاتش دل را بنشانم پسرم