نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

آرزوهایی که داشتم بعد تو نقش بر آب شد کوه رویای من از بعد رفتنت خراب شد جای شُکرش باقیه با اینکه از غمت میسوزم زیر سایتم چقدر خوبه کنارمی هنوزم دیگه دنیا بدون تو به من نمیسازه میبینمت چشمت هنوز بازه برا تو میخونم لالایی به اصرار عمه منم یه خورده آب خوردم ببین برای تو هم آوردم ولی تو روی نیزههایی من این پایین تو اون بالا علی رودُم علی لای لای من میخواستم وایسی رو پای خودت نه روی نیزه همه دنیامو میدم تو بغلم باشی یه لحظه من چشام همش سیاهی میره مثل روزگارم برا مردنم همین کافیه که تو رو ندارم تو این عالَم به تازه عروسِ پسر مرده همش از این و اون کتک خورده کی اخه اینقدر میخنده همش میگم الهی چشم حرمله کور شه بگو که از مَحمل من دور شه یا اینکه چشماشو ببنده من این پایین تو اون بالا علی رودُم علی لای لای این سه شعبه زندگیمو به سه قسمت کرده تقسیم قبل تیر و بعد تیر خوردنِ به هستیم قول میدم اگر ورق برگرده و علی نمیره جوری لالایی بخونم حرمله گریش بگیره تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی عصای دست نیزهدارایی بی تو از این زمونه سیرم من این پایین تو اون بالا علی رودُم علی لای لای
هنوز نظری ثبت نشده