
کیه زینب، انتقامه بر عدو رجزهاشو میخونه روبهرو چه با هیبت با لحن حیدری زده فریاد یا کوفه اُسکتوا زنگ ناقهها که حرکت میافته شام و کوفه هم خفّت میافته بنت مرتضی که خطبه میخونه حور فاحشه به لکنت میافته میگه کل جدّ و ایل تو خنّاسن پسرای ما از گهواره عباسن أنا بنت الحیدر پسر مرجانه چرا یک شخصو به مادرش بشناس زینب زینب زینب، کیه زینب؟ خطبه گفته ولی کلامش چون شمشیرِ صیقلی همین میشه شاهکار فاطمه همین میشه دخت مرتضی علی اومده نبرد حیدر دوباره یک علی میره منبر دوباره ظاهراً داره خطابه میخونه شده فاتح خیبر دوباره غالبه بر دشمن چون خدا همراشه توی چشماش انگار غضب باباشه مثل بید میلرزه پسر مرجانه آخه پیش زینب این سگِ کی باشه یا زینب، یا زینب...