
خطبه میشه که سلاحِ سرد باشه چادر هم مثل عبای زرد باشه اینو زینب به همه ثابت کرده گاهی یک زن میشه صدتا مَرد باشه تا که پا گذاشته روی منبر و نفس گرفته شده مرتضی که ذوالفقارشم به دست گرفته یک نخ معجرو به دست دشمنم نداده تازه پیرهن داداش حسینشم که پس گرفته کاملاً حیدر، لا فتی زینب ای تو تفسیر فداء اللوا زینب مرد و مردانه، ذوالفقارانه مرحبِ کوفه رو کشتی، مرحبا زینب رجزی میمونه که بلیغ باشه رو سر عدو مثل حریق باشه اینو زینب به همه ثابت کرده گاهی خطبه میشه مثل تیغ باشه باوقار و اقتدار زینبه که گشته به کوفه ترس از اسم علی انگاری آغشته به کوفه علَوی خطبه میخونه و بانگ صوت علی تو صداش بود پیرمرداشون میگفتند علی برگشته به کوفه دست ظلمت تو بندِ زنجیره یه کاری کرده یزید از زندگی سیره تا که صحبت کرد دیگه ثابت کرد علی حیِّ لایموته و نمیمیره یا زینب، یا زینب...