
نشسته آسمون به زیر سایهاش حتی سایهشو ندیده همسایهاش قرآن وصفشه، آیه به آیهاش حتی سایهشو ندیده همسایهاش وقتی سربند یا علی مدد میبست نقشهها میشد دونهدونه بیهوده زَهرهی سردار و یه شاه هم میریخت تا تشر میزد زینب غضبآلوده یا زینب، غیرتی، زینب، با ابهتی، زینب بَه چه شوکتی، زینب، عمّهجان، زینب دمبهدم، زینب، نون والقلم، زینب حافظ حرم، زینب