
والامقام یا زینب، فصلالختام یا زینب حجّت ابن الحسن هر صبح و شام میگه سلام یا زینب نقشههای دشمن نقشِ بر آب شد تو یه لحظه زینب ابوتراب شد خانمی که دستاشو بسته بودن دو کلام فرمود و عالیجناب شد خطبه میخونه با تیغ سخنِ همچو حیدرش میشه در مَثَل کوفه خیبرش باید کل خُطبای عالمو با خبر کنیم زانو بزنن پای منبرش یا زینب، یا زینب، یا زینب... کلامِ ناب یا زینب، نور کتاب یا زینب الگوی استقامت و حجاب واسه رباب یا زینب خواهر مردیه که نوشته تاریخ تک و تنها رفته شترو پِی کرده پس یقیناً زینب مشق شمشیرش رو با حسن تمرین و با علی طی کرده دستار زرد حیدرو که بست روی معجرش شال فاطمه دور کمرش از طرز صحبتکردنش میگن ما بین رگاش میجوشه فقط خون پدرش زینب، زینب، زینب، یا زینب...