نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کلیم اگر دعا کند، بیتو دعا نمیشود مسیح اگر شفا دهد، بیتو شفا نمیشود اگر جدایی افتد، میان جسم و جان من قسم به جان تو دلم از تو جدا نمیشود گریه اگر کنم همی، بهر تو گریه میکنم ورنه ز دیدهام عبس، اشک رها نمیشود گرد حرم دویدهام، صفا و مروه دیدهام هیچ کجا برای من کربوبلا نمیشود کسی که گشت گرد تو، گرد گنه نمیرود پیرو خط کربلا، اهل خطا نمیشود؟ جز سر غرق خون تو، که شد چراغ قافله رأس بریدهی کسی، راهنما نمیشود؟ ای بدن تو غرق خون! وای سر و روت لالهگون! با چه خضاب کردهای؟ خون که حنا نمیشود کربوبلا و کوفه شد، سخت به عترتت ولی هیچ کجا به سختی، شام بلا نمیشود چوب به دست قاتلت، سوخت و گفت این سخن جای سر بریده در، طشت طلا نمیشود ******* صبا برو به نجف این خبر بده به علی بگو که زینب و شام خراب یعنی چه فلک خراب شوی ظلم کن ولی به حساب سر حسین به بزم شراب یعنی چه زنان آل زنا پشت پردهی عصمت حریم آل نبی بیحجاب یعنی چه از طشت هم به عمه پدر میکند نگاه ******* در ورود عترت شاه شهید مجلسی آراست خصم دین، یزید مجلسی از اهل دین و غیر دین جمع در آن چهارصد کرسینشین مجلسی گسترده در آن، آشکار سفرهی فقاح و شطرنج و قمار مجلسی در آن عیان، طشت زری در میان طشت زر، خونینسری وه! چه سر؟ «والشّمس»، وصف روی او وه! چه سر؟ «واللّیل»، وصف موی او وه! چه سر؟ از چهره و ابرو و خال کرده ظاهر، کوکب و بدر و هلال وه! چه سر؟ سر باخته در کار عشق از جراحاتش عیان، آثار عشق وه! چه سر؟ بر سرفرازان، سرفراز حفظا او قبلهی اهل نیاز وه! چه سر؟ از او عیان، انوار حق وه! چه سر؟ در او نهان، اسرار حق وه! چه سر؟ زیب و بر و دوش رسول وه! چه سر؟ نوباوهی باغ بتول مصطفی و مرتضی را نور عین رأس پاک شاه مظلومان، حسین گوهر دین چون به کفر آلوده دید از میان طشت، سر بیرون کشید همچو جدّ خود رسول کردگار کفر و دین را کرد از هم آشکار حقهی یاقوت لب را باز کرد خواندن قرآن رسا آغاز کرد زادهی بوجهل بد اختر، یزید از لسان حق، بیان حق شنید شد ز ذکر حق چو شیطان، سرگران دست بُردی سوی چوب خیزران کاش! میخشکید همچون چوب، دست کز جفا دندان ثاراله شکست ******* (دادند به شام عذاب ما را بستند به یک طناب ما را) (شکرت حواسها به صدای تو پرت شد این معجرم فدای غرور صدای تو) (این لب هزار بار مرا بوسه داده است گر میزنی مقابل دختر مزن ای چوب خیزران تو ادب کن فرو میا خود را بهجای بوسهی خیرالبشر مزن)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد