تصویر حنیف طاهری - از زائر سینه خیز پوشیده کفن

از زائر سینه خیز پوشیده کفن

[ حنیف طاهری ]
از زائر سینه خیز پوشیده کفن
تا زائر پیری که رها کرده وطن

تا بوسه به پای زائرانش بزنم
ای کاش زمین کربلا بودم من

چه کربلاست که آدم به هوش می‌آید
هنوز ناله زینب به گوش می‌آید

چه کربلاست که بوی گلاب می‌آید
صدای گریه طفل رباب می‌آید

چه کربلاست کز او بوی مشک می‌آید
هنوز ناله ز لب‌های خشک می‌آید

کاروان باز آمد از شام بلا
بر سر راه حجاز و کربلا

ساربان گفتا به زین‌العابدین
کای امام و پیشوای مسلمین

این طریق کربلا و این حجاز
حکم فرما رو کجا آریم باز

گفت مولا حکم، حکم زینب است
آن که روز دشمن از نطقش، شب است

هر کجا این کاروان سر می‌نهد
عمّه‌ی سادات فرمان می‌دهد

ساربان مبهوت از آن قدر و جلال
راه خود را کرد از زینب، سؤال

گفت زینب، جان من در کربلاست
جان من، جانان من در کربلاست

کربلا، باغ گل یاس من است
لاله‌ی آن، دست عبّاس من است

کربلا، بیت‌اللَّه عشق و وفاست
خیمه‌گاهش مروه، گودالش صفاست

لاله‌های پرپر من کربلاست
اکبر من، اصغر من کربلاست

کاروان، آهنگ رفتن ساز کرد
کربلا آغوش خود را باز کرد

که ای گرامی‌آلِ ختم‌المرسلین
فَادْخلوها بِسلامٍ آمِنین

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حنیف طاهری امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد