نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستم تهیست روز قیامت تو با همین پیراهن سیاه مرا روسپید کن هر دَم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله از کعبهی گِل آمده، تا کعبه دل می رود اين کاروان غمفزا، منزل به منزل میرود وقتی رقيه پرده محمل بـه بالا میبرد دل میبرد از قافله چون نام بابا میبرد ***** یه دختری تو قافله خواب اسیری میبینه خواب میبینه رو گونههاش اشک یتیمی میشینه خواب میبینه عمهها رو دارن اسارت میبرن خواب میبینه قافله رو برا زیارت میبرن خواب میبینه عمهها رو دارن اسارت میبرن خواب میبینه گهواره رو دارن به غارت میبرن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد