نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بغضم گرفته میشنوم های های آب گویا محرم است ببین گریههای آب سوز عطش وزید و دل فرش دود شد آهی کشید خاک و سپس گفت وای آب اصلا مگر که مهریهی مادرش نبود؟ آن وقت تشنه جان بدهد شاه پای آب با موج، آب دست تأسف به سر زند شاید که حکمتیست در این ماجرای آب جایز نه، مستحب مؤکّد نه؛ واجب است از دیده، خون ناب بریزیم جای آب این مرثیه به گوش رسد در صدای آب بعد از حسین، خانهی شادی شود خراب کم کم صدای صور محرّم شنیدنیست تلفیق نالهی من و ماتم شنیدنیست این روزها به فاجعه نزدیک میشویم آهنگهای حادثه کمکم شنیدنیست اشک ملائک است که از ابر میچکد در عرش، روضهخوانی آدم شنیدنیست نیزن! بزن که نغمهی جانسوز نینوا در پیشواز قافلهی غم شنیدنیست وقتی برای گریه پی یک بهانهای دیگر صدای زنگ شتر هم شنیدنیست هستی، سکون گرفته و گوید به اضطراب بعد از حسین، خانهی شادی شود خراب حاجی کعبه حج خودش را رها گذاشت احرام خود شکست و به معراج پا گذاشت کفار و جاهلان همگی در طواف سنگ اما حسین حج جدیدی بنا گذاشت یعنی برای اینکه بگوید خدا کجاست از کعبه پا کشیده و در کربلا گذاشت اول تمام کربوبلا را خرید و بعد آن خاک را به نیت دارالشفا گذاشت (این دختران من که بیایان ندیدهاند در عمر خویش خار مغیلان ندیدهاند)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد