نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با چند سنگریزه که بسته نمیشود این چشمهی همیشه خروشان کوثر است بحریست پُر دُرّ و گوهرهای شاهوار یزدان ورا ستوده به قرآن که کوثر است خونی که داد سرور آزادگان حسین مرهون حُسن و تربیت شیر مادر است تا روزگار بوده و تا هست پایدار عرش خدا ز زهرهی زهرا منوّر است نور مقدّسی که به گرداب حادثات کشتیِ نوح را وسط موج، لنگر است حوراء اِنسیست و ز مشکین شمیم او گیسوی حور و روضهی رضوان معطّر است شَهبانوی حجاز، ولی کار خانه را با فضّهی کنیز شریک و برابر است در خانهای که ردِّ قدمهای جبرئیل گاه نزول وحیِ خدا زیب و زیور است از رنج کار آبله میزد به دست او دستی که بوسهگاه لبان پیمبر است با این جلال و رتبهی والا شنیدهام۲ پهلوی او شکسته ز یک ضربت در است آن هم دری که روحُالامین اذن میگرفت وَالله جای گفتن اللهُ اکبر است * * * * از مادر بزرگ پسر میشود بزرگ شادابی عقیق ز خاک یمن بُوَد * * * * تو که هستی که بر فرمان خداوند مجید قد به تعظیم برافراشته خَیرُ البشرت دختران در همهجا دستِ پدر میبوسند تو که هستی که زده بوسه به دستت پدرت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد