نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کعبه امشب در تو مرآت «هوالله» آمده آفتاب طلعت معبود با ماه آمده روح شو سر تا قدم آغوش جان را باز کن خانه زینت کن که صاحبخانه از راه آمده با تمام رکنهایت ذکر «یا حیدر» بگو صبح اُمیدت در آغوش سحرگاه آمده خشتخشت کعبه را آید به گوش این زمزمه مادرِ جان محمّد «اُدخلی یا فاطمه» ـ ـ ـ اللهالله ای حرم امشب تماشایی شدی بود قَدرت گم ولی امشب شناسایی شدی یا امیرالمؤمنین از انبیاء و اولیاء دل ربودی همچنان گرم دلآرایی شدی نور زهرا ریخته از عرش اعلا بر سرت پای تا سر غرق در انوار زهرایی شدی فاطمه، روشنگر اهل یقین آوردهای مرحبا با خود امیرالمؤمنین آوردهای ـ ـ ـ ای حرم! مرآت رب العالمین است این پسر جان احمد، روح قرآن، رکن دین است این پسر ظاهراً یک کودکِ نوزاد میبینی ورا در حقیقت مُرشد روحالامین است این پسر مؤمنین از چارسو دور حرم گردید جمع ای همه مؤمن امیرالمؤمنین است این پسر دیده روشن ای حَجر، ای حِجر، ای رکن، ای مقام یک صدا با همدگر گویید «یا حیدر سلام» ـ ـ ـ میرود امشب به بام آسمان نور از حرم با گُل لبخند روید جای گُل، حور از حرم کوههای مکه بگرفتند ذکر «یا علی» در زمین برخواسته تا آسمان شور از حرم تا خدا از میهمان خود پذیرایی کند ای همه اهل حرم دور از حرم دور از حرم کعبه میگوید که دور کعبه را خلوت کنید حلقهحلقه با هم از مولا علی صحبت کنید ـ ـ ـ سنگهای مشعر امشب ذکرشان «یا حیدر» است هم صفا هم مروه امشب سعیشان با حیدر است چار رکن کعبه افتادند بر پای علی در درون بیت حتی ذکر بُتها حیدر است نقش بسته روی هر سنگ حرم با خط نور میهمان ذات پاک حق تعالی حیدر است خالق دادار خلوت کرده امشب با علی یا علی و یا علی و یا علی و یا علی ـ ـ ـ کعبه سینه چاک کن تا حیدر آید از حرم جان ختم المرسلین با مادر آید از حرم مرتضی از کعبه میآید برون باور کنید روی دست آمنه، پیغمبر آید از حرم گر نبودی کفر، میگفتم به جرأت این کلام در لباس بنده حیِ داور آید از حرم اهل مکه وجه رب العالمین را بنگرید مؤمنین روی امیرالمؤمنین را بنگرید ـ ـ ـ عیسی مریم بیا جان پیمبر را ببین چشم شو سر تا قدم روح مصور را ببین مریم امشب بوسه بر گیر از جبین فاطمه عزت اقبال آن فرخنده مادر را ببین فاطمه بنت اسد امشب شدی اُمُ الاسد برفراز دست، شیر حی داور را ببین میسزد امشب به کعبه ناز بر مریم کنی ناز بر آدم فروشی، فخر بر عالم کنی ـ ـ ـ یا محمد یا محمدجان جانت آمده ای سراپا روح، میلاد روانت آمده ذوالفقار نصرتت گردیده بیرون از غلاف همره بنت اسد شیر ژیانت آمده جانشین و بن عم و فرماندهی کل قوا سید و مولای کل خاندانت آمده اذن ده تا از دهان گوهر فشاند در برت گرچه خود قرآن بوَد قرآن بخواند در برت ـ ـ ـ ای سراپا عضو عضوت آیت محکم علی مِهر تو آب حیات عالم و آدم علی هم تو خود عبد رسول الله خواندی خویش را هم خداوندیت داده خالق عالم علی جز تو و احمد که یک جانید با هم در دو تن انبیاء آرند در پیش جلالت کم علی پیشتر از صبح خلقت با محمّد زیستی ای علی گر تو محمد نیستی، پس کیستی؟! ـ ـ ـ گر نمیدیدم که پیشانی نهادی بر زمین فاش میگفتم خدایی یا امیرالمؤمنین هر که هستم هر چه هستم، مِهر تو دین من است دین همین است و همین است و همین است و همین دوستت دارم اگر سرتا به پا آلودهام دامن آلودهام دیدی دلم را هم ببین نیّت و تکبیر و تسبیح و قیام من تویی گر به دوزخ هم روم گویم امام من تویی ـ ـ ـ تو کریم عالم استی و کرامت حق توست اختیار نار و جنّت در قیامت حق توست دستگیری از تمام انبیاء و اولیاء چون کنی در عرصهی محشر اقامت حق توست گر هزاران بار غصب امامت حق توست غاصب حق تو میداند امامت حق توست جانشین هر دو دنیایی رسول الله را نسبت هارون به موسایی رسول الله را ـ ـ ـ چه شوی خانهنشین، چه برکشی تیغ از نیام چه بَری نان یتیمان، چه به کف گیری زمام به خدا و انبیاء و اولیای او قسم تو امامی تو امامی تو امامی تو امام تو امیرالمؤمنینی یا امیرالمؤمنین جز به تو نام امیرالمؤمنین باشد حرام ذکر آدم، ذکر خاتم، ذکر عالم، نام توست خواندم و دیدم تمام نخل «میثم» نام توست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد