نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چون کویر تشنهایم محتاج بارانیم همّتی ای دل که دلتنگ خراسانیم نیمه دل مشتاق مشهد نیمه دل مشتاق قم بین این خواهر برارد مثل سمنانیم ما پادشاهیِ دو عالم را به دست آوردهای تا گدای کوچکی از خِیل سلطاینم ما خلوتی داریم در کنج حرم با یاد او وقتی از چشم تمام خلق پنهانیم ما هر زمان در جمع حرف از آرزوها میشود جز زیارت حاجتی دیگر نمیدانیم ما از میان خِیل القاب و عناوین در جهان آنچه سلطان میپسند بیگمان آنیم ما تا که فهمیدیم میآید به استقبالمان از همان آغاز هم مشتاق پایانیم ما گنبد افلاکیان نور است و ما پروانهایم ساکنان آستان قدسیِ این خانهایم بس که پُر کرده فضای صحن را فریادها نیست پیدا در حریمت های و هوی بادها کور بینا شد فلج پا شد گدا روزی گرفت پشت هم رخ میدهد اینجا از این رخدادها جملهای تکرار شد هر صحن را پُر کرده است کار من با گوشهی چشم تو راه افتادها میشود حس کرد از فیرزوهکاریهای صحن حسرت دیوارها را در دل شمشادها از شفای درد، پشت پنجره فهمیدهام نرم شد از اشک زائرها دلِ فولادها ضامن آهو شدی صیّاد آهو را رهانْد شک نمیکردند در خوشقولیات صیّادها پایتخت کشور دلهای عالم مشهد است مانده حسرت در دلِ تهران و عشق آبادها از فراغ کربلا دیگر چه غم داریم ما چون که در هر گوشهی ایران حرم داریم ما در کنار خوبها گمراه میآید حرم با تمام زائرانش راه میآید حرم هیچ فرقی نیست بین زائرانش چون که هم بنده میآید حرم هم شاه میآید حرم لحظهای خالی نمیماند اگر دقّت کنی روزها خورشید و شبها ماه میآید حرم رتبهها بر عکسِ دنیا میدهد اینجا جواب کوه از شوق تو مثل کاه میآید حرم گرچه در ظاهری بدی قصد زیارت کرده است اما در حقیقت عارفِ بالله میآید حرم هر که میخواهد ببیند قطعهای از عرش را راه خود را میکند کوتاه میآید حرم خوشبهحال هر کسی که ساکن شهر قم است گاه میآید حرم بیگاه میآید حرم ملجاءِ هر آشنا غمخوار هر بیگانه است چهارده معصوم در این خانه صاحبخانه است با همان شوقی که از آغاز، روشن مانده است در دل ما حسرت پرواز روشن مانده است آمدم ای شاه شد شیرینترین آوای ما تا قیامت شور این آواز روشن مانده است ناامید از جا گرفتم در دل او نیستیم کورسوی کوچک ابراز روشن مانده است فاصله بسیار نزدیک در دلها به هم این معانی نزد اهلِ راز، روشن مانده است کارهای غیرممکن نیز ممکن میشود پس در اینجا معنیِ اعجاز، روشن مانده است سایهی موسی بن جعفر بر سر ایرانِ ماست نوری از این خانه در شیراز روشن مانده است باز هم امشب شبِ این شهر بیخورشید نیست چلچراغ گنبد او باز روشن مانده است در طواف است و مسیرش را نخواهد کرد گم دل، کبوتروار بین مشهد و شیراز و قم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد