نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه غریبی دل من، بینصیبی دل من همسرِ یه همسرِ نانجیبی دل من اونکه از مِهر یه همسر بینصیبه اونکه از خونِ جگر شیب الخضیبه اونی که توی خونهش حتی غریبه اون منم دیگه دارم جون میکَنم اون منم غریبِ زهرا حسنم من غریبم، من غریبم... **** چه غریبی دل من، چه طبیبی دل من ولی از یه بارگاه بینصیبی دل من اونی که کاری به جز کرم نداره اونی که یه صحن محترم نداره اونی که غریبه و حرم نداره اون منم بغضمو دیگه میشکنم اون منم غریبِ زهرا حسنم من غریبم، من غریبم... **** چه غریبی دل من، بیشکیبی دل من یادته تو کوچهها چیا دیدی دل من نانجیب با سیلیهاش فدک میخواست مگه یه زن جوون کتک میخواست اونی که تو کوچهها کمک میخواست اون منم شد تیر بارون بدنم اون منم غریبِ مادر حسنم من غریبم، من غریبم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد