نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چنان ز آتش داغ تو شعلهور شدهام که شعله میوزد از آهِ مختصر شدهام شبیه آتش خوابیده زیرِ خاکستر هزار شعله بگیرم که بی پسر شدهام شکستم از غم پهلو شکسته، در طفلی ولی کنار تن تو شکستهتر شدهام (نفس بکش، نفسم بند آمده پسرم)۲ گناه من فقط این است که پدر شدهام ببین که ضربهی داغت به استخوان خورده ببین ز دست غمت،دست بر چگر خورده مگر که عمّه بیاید به یاری پدرت وگرنه من که کنار تو محتضر شدهام چنان شدی، که ز ترس جدا جدا شدنت از این که دست زنم بر تو برحذر شدهام برو ای خورشیدِ شبهای من برو لیلا زاده، لیلای من، سرت رو بردار از پای من نگاه من مثل ابر و بارونه، نگاه تو سمت قلب میدونه پدر چشمش دنبال تو میمونه (مهلاً مهلا، علی اکبرِ لیلا)۶ شبیه تمثال حیدر بودی، با اون چشمات مثلِ مادر بودی تو سر تا پا پیغمبر بودی برام این دنیا بعد از تو زندونه، برات دل کندن از دنیا آسونه (پدر چشمش دنبال تو میمونه)۲ (مَهلاً مهلا، علی اکبر لیلا)۳ خودت تنهایی یک، لشکر میشی علی اکبر ذبحِ اکبر میشی، میون صحرا پر پر میشی (سکوت تو بابا رو میترسونه، دیگه بین ما دریایی از خونه پدر چشمش دنبال تو میمونه)۲ (مَهلاً مهلا، علی اکبرِ لیلا)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد