نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چنان تیری که از بیشه، خرامان میزند بیرون علی از قلب بیت الله، خندان میزند بیرون علی مرز میان کفر و ایمان است با مهرش یقیناً از میان کفر، ایمان میزند بیرون کسی که حب حیدر دارد، از آتش نمیترسد که جای شعله از هیزم، گلستان میزند بیرون یقین دارم که اسماعیل، ذکر یا علی میگفت که زمزم از لب خشک بیابان، میزند بیرون (زمان خواندن مدحش، میان جمع دقت کن پس از نام علی از هر دهان، جان میزند بیرون)۲ کسی که با علی آغاز کرده کار و بارش را سراسر برکت از روزیه دکان میزند بیرون کسی که اهل تفصیر است میداند بدون شک فقط مدح علی از بطن قرآن، میزند بیرون اشارت میکند خورشید هم با شوق از مغرب به عشق ماه رویش از گریبان میزند بیرون رَصَد میکرد میدان را علی، قبل از رجزخوانی از این آرامشِ در جنگ، طوفان میزند بیرون چنان در قلب لشکر میزند انگار از دل دریا به سمت ساحل امواج خروشان، میزند بیرون (علی از میمنه، بر قلب دشمن میشود داخل علی از میسره با تیغ بران، میزند بیرون)۲ (خمار آلوده میبوسد، چنان هر گوشه را انگار شراب کهنه از دیوار ایوان میزند بیرون)۲ به دامان نجف دست توسل میزند عالم همیشه سائل از دربار سلطان میزند بیرون
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد