نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لبِ چاکچاکم امشب هوسِ شراب دارد چه کنم که گفت ساقی همه جا حساب دارد من و برکهای که در خود رخِ آفتاب دارد ببَر امشبم از اینجا به نجف ثواب دارد نجف است و شاهِ مردان به حرم علی علی جان من و روبهروی ایوان همه دَم، علی علی جان یا علی، علی علی جان... بهخدا که دیده حق را به جمالِ لَن تَرانی نظری که دیده او را به شکوهِ آسمانی به کنارِ رکنِ کعبه، به تجلّیِ یمانی شدهام اُویس و گفتم به زبانِ بیزبانی علی از پیامبران هم بَری از قیاس باشد و سزد فقط به زهرا که علیشناس باشد یا علی، علی علی جان... نرسد به حدِّ فهمش، به کجا توانمش خواند؟ نه خدا توانمش خواند، نه جدا توانمش خواند همهجاست جلوهاش پس همهجا توانمش خواند علی آنقدَر بزرگ است که به خدا توانمش خواند زِ شکافِ کعبه آمد برود به دوشِ احمد که کجاست جای پایش؟ سرِ شانهی محمد تو که آمدی خدا گفت: که جهان کجا، کجا تو؟ تو هزار انتخابم که فقط تو، یا تو، یا تو بهخدا رسیده هر کس که رسیده است تا تو که حرامزاده بیتو، که حلالزاده با تو همهی وجودِ زهرا به نگاهِ تو همه اوست بهخدا علیست زهرا، بهخدا که فاطمه اوست دمِ گرمِ لای تیغت، سرِ کافران بپیچد به مدارِ ذوالفقارت همهی جهان بپیچد پیِ وصفِ توست الکن، به خودش زبان بپیچد رسد آن زمان که نامت همه با اذان بپیچد که تمام اهل عالم فقط این سفیر باشد که فقط علی امام است و علی امیر باشد به فدای بازویت که درِ قلعه را زِ جا کَند نه فقط که درب خیبر که تمام قلعه را کَند دمِ جبرئیل آمد که علیست مرحبا کَند پس از آن تمام شرک را همه دَم، تیغ لافَتی کَند به تبسّم است احمد، به دعاست یا اَحد را که خدا از او نگیرد دمِ یا علی مدد را نفست همه نجات و قدمت پل صراط و نظری به تو، صلات و نظرِ تو نورِ ذات و همه نفس کائنات و همه جانِ ممکنات و حرمِ علی حیات و نجفِ علی نبات و به جز از علی علی جان، به وجود جزر و مد نیست چه کند کسی که ذکرش، نفسش، علی مدد نیست همه عمر برندارم سر از این خمارِ مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی چه کند بهشتِ بیتو که دلش به زُلف بستی به زمین قدم نهادی، دلِ آسمان شکستی دلِ ما که هست، از چه غم خود به چاه گفتی؟ چه شده غریبیات را همه شب به آب گفتی؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد