پاشو تکیه‌گاه من

پاشو تکیه‌گاه من

[ مهدی اکبری ]
پاشو تکیه‌گاه من
رفتی و پاشیده از هم، همه‌ی سپاه من

زود شکسته کمرم
پاشو توی خیمه منتظر به راهه دخترم

رو خاکا افتادی و دست نداری علمدار من
بلند شو ماه حرم، دیگه کی می‌شه غم‌خوار من

چجوری کشتنت مگه، وا شده از هم بدنت
علقمه می‌ده بوی خون، چه نامرتبه تنت

(واای پناه حرم، پناه حرم، پناه حرم...)

علم افتاده زمین
اینجوری نخواب و غربت حسینت رو ببین

بی‌قرار زینبم
فکر غارت حرم، جونمو آورده لبم

تمومه کارم دیگه، لشکری رو‌به‌روی منه
میون این دشمنا، صحبت از آبروی منه

مصیبت بزرگیه، نبودنت برا حرم
نذار با خولی و سنان، بره اسیری خواهرم

(واای پناه حرم، پناه حرم، پناه حرم...)

با چه رو برم حرم
خبر شهادتت رو واسه خیمه ببرم

خیلی سخته واسشون
چون که دشمنا نمی‌دن به مخدرات امون

یه حرفی، چیزی بگو، تا که آروم بگیره دلم
اباالفضل پاشو بریم، رفتن تو می‌شه قاتلم

نذار بخنده دشمنم، به حال و روز مُضطَرم
فدا سرت اگه نشد که دست پر بیایی حرم

(واای پناه حرم، پناه حرم، پناه حرم...)

نظرات