(وقتی نبود صحبت ما بود، صحبتش)۲ وقتی نبود خلقت ما بود، خلقتش عالم به درک کُنه، مقامش نمیرسد نائل به درک فضه بیاید نهایتش چادر نماز فاطمه شأنش نوَبت است (شأنی که برتر از ز نوح و نوَبتش)۲ (آن از نجابتش که گرفته ز کور رو)۲ (رفته به جنگ چهل نفر، این از شجاعتش)۲ خانه به خانه، منت انصار را کشید مانند کوه پشت علی بود، غیرتش از سیلی به صورت زهرا گذر نکرد محشر درست کرد خداوند بابتش ماندم چگونه بر در خانه لگد زدند (جبرئیل با اجازه میامد به خدمتش)۲ (تا دست او شکست، غرور علی شکست)۲ کم میرود علی به خانه از خجالتش بدجور به هم زدند آرومه حیدر رو جلو چشم همه زدند خانومه حیدر رو (زهرا سپرد تشنه نماند لب حسین)۲ مانند چوب خشک شد آخر وصیتش با، بازوی شکسته خود دوخت پیراهن (اما به دست شمر هدر رفت زحمتش)۲ (خودمو باختم از پیشت رد شدم اما تورو نشناختم)۲ دیدم عریانی (کاش میشد چادرمو روی تو میانداختم)۲ (مردم چادر به پام گرفت زمین خوردم)۲ (اما صداشو در نیاوردم)۲ اُمنا زهرا...