نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقت جدایی رسید باد مخالف وزید از شرر داغ تو پشت برادر خمید پشت و پناهم شکست پشت سپاهم شکست فاطمه در کربلا علقمه در خون نشست از جان خود سیرم ای خدا من بی او میمیرم ای خدا اهل حرم ناله کنان با مادرم تو هم رفتی حالا که من بیلشگرم میر و علمدار من یوسف بازار من ماه سپاه حسین یار وفادار من **** اهل حرم بیقرار خسته و چشم انتظار ماه حرم در خسوف مانده درین شام تار ای یل اُمّ البنین گریهی من را ببین من چه کنم تا که تو پا نکشی بر زمین دنبالت آمده فاطمه دریای خون گشته علقمه در این غربت سایهی تو رفت از سرم تو هم رفتی حالا که من بیلشگرم میر و علمدار من یوسف بازار من ماه سپاه حسین یار وفادار من **** العطش کودکان هلهلهی دشمنان ولولهی کاروان بر لبم آورده جان وقت جسارت شده نوبت غارت شده خواهرت آمادهی بند اسارت شده جانم را آوردی بر لبم من فکر فردای زینبم ای یاورم هم سنگرم آب آورم تو هم رفتی حالا که من بیلشگرم میر و علمدار من یوسف بازار من ماه سپاه حسین یار وفادار من **** میگذرد کاروان روی گل ارغوان قافله سالار آن سرو شهید جوان در غم این عاشقان چشم ترم خون فشان داغ جدایی به دل آتش حسرت به جان خورشیدی تابیدی ای شهید در دلها جاویدی ای شهید Mohjat.net
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد