نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(دیگر مرا امُّ البنین نخوانید، نخوانید) 2 (زیرا که من دیگر پسر ندارم، ندارم) 2 (ماه مدینه بین خون تپیده، تپیده) 3 (آه ای فلک دیگر قمر ندارم، ندارم) 2 داراییام را کربلا گرفتند، گرفتند نخلم ولی دیگر ثمر ندارم، ندارم یاد جوانانم مرا شرر زد، شرر زد جز اشک و جز خون جگر ندارم، ندارم ای قامتت رشک دل قیامت، قیامت رفتی و از حالت خبر ندارم، ندارم داراییام را کربلا گرفتند، گرفتند آه ای فلک دیگر قمر ندارم، ندارم زیرا که من دیگر پسر ندارم، ندارم وقتی که دل پر میزنه، تو صحن بین الحرمین روی لبم گل میکنه یا کاشف الکرب حسین بچه شیرِ شیر خدا، با تو حسین غم نداره که زور بازوی تو از، علی چیزی کم نداره علی اسیر یک نگات، ام البنین خاطرخواته وقتی حسین روبروته، عکس خدا تو چشماته وصف تو حیرت میاره، اسم تو هیبت میاره قسم به هرچی مردیه، عشق تو غیرت میاره عباس علمدار حسین، میر و سپه دار حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد