نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کنار علقمه محشر به پا شد امید خیمهها آخر فدا شد علم افتاد بر روی زمین و دو دست ساقی از پیکر جدا شد برادر غرق خونِ برادر نیمه جونِ برادر کاکلش آتش فشونه یکی تو آسمونا نوحه خونِ اَمون از بی وفاییِ زمونِ تویی که از غم زینب هلاکی منم که از غمت قدم کمونِ برادر روی خاکِ برادر سینه چاکِ برادر از غم خیمه هلاکِ **** داره از نیزهها بارون میبارِ زمین از خون ساقی لاله زارِ خبر بر شاه مظلومون رسونید که ساقی یک تن و دشمن هزارِ برادرغصه داره برادر بی قرارِ شده مشک برادر پاره پاره برادر خواهرت چشم انتظارِ خبر از حال و روز تو نداره اگه که بر نگردی خواهرت رو بلا تکلیفی از پا در میاره برادر نا امیده به خاک و خون تپیده علم افتاده با دست بریده **** اگه سردار من سقا نمیشد حریفی روبروش پیدا نمیشد اگه بودش قدم تا نمیشد پای دشمن به خیمه وا نمیشد برادر مرده مرده برادر مرده درده هنوز تو خیمه میگَن بر میگرده اونایی که نیومد پیکراشون هنوزم چشم به راهن مادراشون شهیدای ابالفضلی هنوزم میخونن روضه مادرها براشون شهیدم برنگشته شهیدم تو بهشتِ شهیدم حرفش و با خون نوشته Mohjat.net
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد