نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقت جدایی رسید باد مخالف رسید از شرر داغ تو پشت برادر خمید پشت و پناهم شکست پشت سپاهم شکست فاطمه در کربلاست علقمه در خون نشست از جان خود سیرم ای خدا من بی او میمیرم ای خدا اهل حرم ناله کنان با مادرم تو هم رفتی حالا که من بیلشکرم *** میر و علمدار من یوسف بازار من ماه سپاه حسین یار وفا دار من ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند با خبران غمت بیخبر از عالمند خاک سر کوی تو زنده کند مرده را زان که شهیدان تو جمله مسیحا دمند یوسف مصر بقا در همه عالم تویی در طلبت مرد و زن آمده با درهمت هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت سوختگان غمت با غم دل خرمندند پاکم از گَرد ملامت شده و آبم از می ناب گِل من دل شد و دل جام لبالب ز شراب لَهِ بسم الهم مست از شوق لبت له له شد حالتی شد که فریاد درامد محراب ای ارباب ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد