نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هر کسی حال و روزتو، بدونه گریه میکنه مرد همونه که برات، زنونه گریه میکنه یه سال و نیمه زینبت، شبونه گریه میکنه تا میبینه لباستو، تو خونه گریه میکنه هر دفعه که دلم برات میگیره حسین پا میشم و نگاه به این لباس میکنم یه سال و نیمه واسهی لب خشک تو خواب میبینم به شمر، التماس میکنم هیچکسی اندازهی من، باهات خاطره نداشت هیچکی به اندازهی تو، برام دلهره نداشت طاقتِ کهنهخنجرو، رگ حنجره نداشت صدام میزدی ولی، صدات جوهره نداشت بهجای مادر، روضه برات خوندم و لالایی واسهی، بچههات خوندم و نیزه گرفته بود، راه حلق تو رو حرفتو از اشارهی چشات خوندم و نشد بهجای مادرم، برا تو مادری کنم حسینِ من شمر نذاشت، برا تو خواهری کنم تو رفتی و مسیر من، به کوچههای شام خورد زینبِ تو چقدر حرف، تو مجلس حرام خورد نمیدونی چه دردی کشیدم حسین چه شبها که از خواب پریدم حسین اسارت نرفتم که رفتم حسین شراب ندیده بودم که دیدم حسین آقای کربلا ابیعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد