نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه سال و نیمه غصّه دارم، ای داداشی گریه برا تو شده کارم، ای داداشی پیراهن تو یادگارم، ای داداشی آه، رو خاکِ قتلگاه جون دادی، تشنهلب آه، رگهاتو بریدن جلو چشم زینب فلا نسیتُ به ابا العطشانو حسین، تن تو عریانو منو گریهی طفلانو یادم نمیره صحرارو غم شام غریبانو وای، ای وای... رگهات هنوز جلو چشامه، ای داداشی وَرَم هنوز روی پاهامه، ای داداشی حرمله خیلی بیمرامه، ای داداشی آه، من هیچ وقت نگفتم بهت هیچ دروغی آه، تو بازار چرخیدم، وای از اون شلوغی فلا نسیتُ به ابا المحبوبو زدن یه طفل معصومو زدن بچهی آرومو علی رو نیزه میبینه زدن رباب مظلومو وای، ای وای... زینب و این همه بلایا، عشقِ زینب ببین بناتُکَ سَبایا، عشق زینب خیلی بده کلّ قضایا، عشق زینب زینبتو بردن اسیری، ای داداشی چی کشیدم من دم پیری، ای داداشی حرف کنیز و سربهزیری، ای داداشی آه، شرمم رو میخونی از بغض و از گریهام آه، بدجوری دلتنگ دخترت رقیّهام مَنِ الَّذی اَیتَمَنی بابایی میخوند رقیّه تنهایی چرا بابا نمیآیی؟ چرا موهات پریشونه؟ شده لبهات تماشایی وای، ای وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد