تصویر ابوذر روحی - یک سال ونیمه حالم وخیمه

یک سال ونیمه حالم وخیمه

[ ابوذر روحی ]
یک سال و نیمه حالم وخیمه
داغ و غم کرب و بلا تو زندگیمه
عادت به هر رنج و غصه کردم
این کوه ماتم بودنِ من از قدیمه

کبوتر شکسته بالم، حسین
کبودیه تنم مدالم حسین
همش به یاد اون سه ساله‌ام حسین
همش به فکر و یاد گودالم، حسین

می‌میرم، زمونِ رفتنم رسیده
می‌میرم، ولی هنوز قدم خمیده
می‌میرم، به یاد اون سرِ بریده

داداش نگاهِ، زینب پُر آهه
پیراهنت تو دستمه، روزم سیاهه
هر شب می‌بینم، انگار هنوزم
شمر لعین رو سینته، تو قتلگاهه 

برای شادیشون تو رِی حسین
هر شب می‌بینمت رو نِی حسین
سرِ علی اصغره آخه حسین
رفتیم دوتایی توی بزم مِی حسین

می‌میرم به یاد مجلس حرامی
می‌میرم با بغض مردمای شامی
می‌میرم به یاد سنگ پشت بامی

من زار و خستم، چشمامو بستم
دیدم که تو کوچه میون مردم هستم
له شد غرورم، می‌بینی داداش!
آه جای زنجیر و طناب مونده رو دستم

کیه که خار بشه عزیزش حسین
من و یه شام و چشم هیزش حسین
حراج بازار و کنیزش حسین
من و دل از غصه لبریزش حسین

می‌میرم تو ذهنمه جسارتاشون
می‌میرم همش به یاد خنده‌هاشون
می‌میرم اَمون اَمون از اون نگاشون

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های ابوذر روحی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد