نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من هنوزم همون زینم ولی یکم پیرتر من هنوزم همون زینبم یکم زمینگیر تر از همه دلگیر تر آخرش اومدم قتله گاه ولی یکم دیر تر بدنت گیر سر نیزه و سر تو درگیر تر از همه دلگیر تر(۲) از بوریا از سایه بون بدم میاد من از تنور از بوی نون بدم میاد من از سفر از ساربون بدم میاد ببخش اگه تو رو به خاک کربلا سپردم ببخش اگه تو قتله گاه به جای تو نمردم زخماتو من از پارگی پیرهنت شمردم (عزیزم، حسین۴)۳ من یه ساله ندیدم تو رو دلم برات تنگه من هنوزم میبینم تو خواب تو خیمهها جنگه دل همه سنگه(۲) من هنوزم می بینم تو خواب وداع آخر رو میبینم توی دست رباب علی اصغر رو اون تن بی سر رو، علی اصغر رو از طعنهی این شامیا بدم میاد پیرم ولی من از عصا بدم میاد از خندهی نامحرما بدم میاد کل میکشیدن دورمون یه عدّه از حسودی آورده بودن واسه ما رقاصهی یهودی اصلا همین بهتر که تو شام بلا نبودی عزیزم، حسین۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد