نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگو که این روزاست همون روزای آخر نذار بشه زمان بوسیدن حنجر بوی جدایی میبَره زینبو از حال دلشوره میندازه منو اون شیب گودال دلگیره اینجا خواهرتو ببَر داره میمیره اینجا قراره کِی تو رو ازم بگیره اینجا؟ دلگیره اینجا دور نشو از من حسین، دور نشو از من... **** چرا همیشه سر به زیری پیشم آخه؟ نمیگی من دلتنگ چشمات میشم آخه؟ تو باشی یک نگاه چپ به ما نمیشه کاش دور ناقهام تا ابد بودی همیشه قدّت رو قربون محبّت و صفای بیحدّت رو قربون این ادب و شرم زبونزدت رو قربون قدّت رو قربون دور نشو از من حسین، دور نشو از من... **** منو بَرم گردون از این مسیر دشوار نذار سر و کارم بیوفته سرِ بازار اینجا بمونم آخرش به من میخندن دستهای خواهرت رو با طناب میبندن دور نشو از من شمر و سنان و حرمله گرم نگاهن برای کشتنت چقدر اومده دشمن دور نشو از من دور نشو از من حسین، دور نشو از من...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد