از بیابونها داره قافله سالار میاد
حسن عطاییپسندیدن16
بازدید3.4K
از بیابونا داره قافله سالار میاد جلو تر از قافله داره علمدار میاد همه آرومن و ساکت بچه ها محو خواب هر کی تشنه است عمو با خودش میبره زود میاد هی میگه رقیه رو دوش عمو جون تا تو پیش مایی قرص این دلامون خوبه نمیوفتیم رو خار بیابون اصغر و دیدم که لباش تر شده با خنده هاش خیلی قشنگ تر شده زندگی داداشش اکبر شده دار وندار دل مادر شده آه و واویلا بابایم گفت عمو جون مهمونی داریم می ریم این چه مهمونیه که دلهره شو می گیریم اینجا که بیابونه حال و هوامون بده آخه توی بیابون کی مهمونی اومده اینا که میبینن دست خیر ندارن وقتی بین دستا سنگ و نیزه دارن کی برا خوش اومد شمشیر هم میارن دیدم یکی طناب آورده همراهش یکی سه شعبه داره توی دستاش اون یکی ام که نیست یه نیزه باهاش تو خورجینش پر کرده خیلی بار آه و واویلا