دلم تنگ، چشام اشک، هوا تیره و تار
حسن عطاییپسندیدن25
بازدید1.7K
دلم تنگ، چشام اشک، هوا تیره و تار نگو که، قراره (تو این دشت بمونیم، گرفتار) (۲) چه غم داره و رفت و چه غم داره برگشت رباب بی علی با یه گهواره برگشت با گوشواره اومد و بیگوشواره برگشت قسمات میدم به مادر (۲) تا دیر نشده برگردیم دختر سه سالهات تو شام تا پیر نشده، برگردیم ای مظلوم حسین، ای مظلوم... رسیده به آخر، قرار من و تو چه خوب بود که مادر الان بود کنار من و تو (مدینه یه بارم تو انظار نرفتم) (۲) بدون تو یه دفعه بازار نرفتم با پای برهنه روی خار نرفتم (من از این عذاب میترسم از بزم شراب میترسم) (۲) من از تشنگی نه اما، از اشک رباب میترسم ای مظلوم حسین، ای مظلوم