
(واویلا واویلا )۲ واویلا وای اصغرم میزنیاَم مَرا آذر به جان دارم در سینهام آتشفشان مَکن شرمنده را شرمندهتر مگردان دور لبهایت زبان دیده بگشا نازنین عَرق شَرمم ببین (واویلا واویلا)۲ واویلا وای اصغرم آسمان چشمت، برق اَنجُم دست و پای خود را، کردهام گم آبت ندادم از چه میخندی گریه سر کن به جای تبسم چگونه به مادرت گویم چه آمد سرت (واویلا واویلا )۲ واویلا وای اصغرم