منم علی که خیلی خسته‌م

منم علی که خیلی خسته‌م

[ حاج حسن خلج ]
منم علی که خیلی خسته‌م
چشمای خسته‌مو که بستم
با خاطرات با تو بودن
میون سیل غم نشستم
فاطمه در خودم شکستم

کاش می‌شد زهرا
دوباره زندگی کنم با تو
رو قلب من نوشته تنها تو، محبوبم

کاش می‌شد زهرا
صدات بازم تو خونه می‌پیچید
لب حسن دوباره می‌خندید، محبوبم

ای یاس پرپر
(بدون تو چکار کنه حیدر) ۲
یا حیدر

مدتیه رنگش پریده
تمام موهاشم سپیده
چی شده اینجوری شکسته
به من بگو حسن چی دیده
تو کوچیکی قدش خمیده

میگه زیر لب 
مادرمو آزار نده نامرد
برو عقب جلو نیا برگرد، نامرد

شرمنده مادر
تا زنده‌ام غمت با من باشه
نشد مدافعت حسن باشه
ای مادر

بیا دوباره کمکم کن
بذار که دستاتو بگیرم
گریه نکن اینجوری آقا
می‌خوام برای تو بمیرم
که من به عشق تو اسیرم

تقدیره انگار
باید که بی‌قرار هم باشیم
نشد دیگه کنار هم باشیم
ای جانم

دنیا نامرده
با من و تو زمونه بد کرده
روزای خوب نشد که برگرده
ای جانم

چه زندگیِ خوبی داشتیم
غم از من و تو بی خبر بود
آتیش زدن به زندگیمون
فاطمه‌ی تو پشت در بود
تموم خونمون شرر بود

هیزم آوردن
دیدم کشون کشون تو رو بردن
نامردما حق تو رو خوردن
ای جانم

هرکاری کردم
نشد که دست تو بشه آزاد
یا تازیانه دست من افتاد
ای جانم

نظرات