نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با اشک، به منه خسته شده نگید بمون با اشک، راهیَم امشب، به سمت آسمون سی ساله که، صبح و شب، چشام تره، باید برم سی ساله که، قلب من، شعلهوره، باید برم سی ساله که، فاطمم منتظره، باید برم راحت میشم، دیگه از کنایه و زخم زبون راحت میشم، من از این شهر بدون همزبون راحت میشم، نمیبینم قاتل مادرتون، نگید بمون هر جا قنفضو دیدم، بازوی من تیر کشید تا مُغیره رو دیدم، پهلوی من تیر کشید زینب، ببینم با کوه غم، چه میکنی زینب، داغ ببینی پشت هم، چه میکنی گریه نکن، اگر امشب داری بی بابا میشی گریه نکن، بعد من با غصه آشنا میشی گریه نکن، تو یه روز راهیه کربلا میشی آماده شو، تنه اِرباً اربا باید ببینی بین لشکر، کنار حسین اونروز بشینی روی یک عبا، پسر حسینو باید بچینی چه میکنی؟ چه میکنی؟ سر هیجده تا عزیزتو ببینی رو نِی خیزرون رو روی لب، ببینی تو بزم مِی ای حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد