تصویر حاج محمدرضا طاهری - داره چشای زینبش، نم‌نمِ بارون می‌گیره

داره چشای زینبش، نم‌نمِ بارون می‌گیره

[ حاج محمدرضا طاهری ]
داره چشای زینبش، نم‌نمِ بارون می‌گیره
با حَسَنین برا علی، شام غریبون می‌گیره
می‌رسه ناله‌ی حسین، هر دلِ محزون می‌گیره

زینبِ دل پریشون، می‌سوزه و می‌سازه
وقت غسل علیه، وقت تشییع جنازه
از فرقش موقع غسل می‌ریزه خون تازه

اول مظلوم، علی جان (2)

یه روزی زینب می‌بینه، شام غریبونه حسین
با گریه می‌شه زائرِ جسم پر از خونِ حسین
تنش رو خاکه و سرش رو نیزه مهمونه حسین

زینب دید بین گودال، جسمی باقی نمونده
هر نیزه‌ای خودش رو به پیکرش رسونده
حرمله هم سه‌شعبه بین قلبش نشونده

جانم حسین، حسین جان

نیزه‌های شکسته رو کنار زد و حسینو دید
یک تنِ غارت شده رو با گریه دید و آه کشید
یه دفعه از تو قتلگاه صدای زهرا رو شنید

مادر واست بمیره، شاهِ در خون تپیده
از حنجر تو پیداست از این خونِ چکیده
خیلی وقت برده از شمر، تا رگ‌هاتو بریده

پربازدید‌ترین‌های زمزمه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد