نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منم اون خسته از دنیا که خودم رو نمیشناسم ولی از بچگی من هم اسیر عشق عباسم واسش هر هفته قلبم رو با خودم هدیه میارم آخر هفتهها خاکِ روی فرش علمدارم پای عَلم تو قد کشیدم من رفیقی مثل تو ندیدم من غیر تو از همه بریدم من دوسِت دارم علمدارم خاک قدم همین غلاماتم رفیق همه چاییریزاتم اسیر دَم سینهزنهاتم دوسِت دارم علمدارم ای ضربان قلب من، اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل... تویی تنها پناه من، با بدیهام مدارا کن منو دورم کن از دنیا منو خرج همینجا کن من به تو و عَلمت بدهکارم اگه بَدم اگه گنهکارم چه خوبه که حالا تو رو دارم دوسِت دارم علمدارم آرزومه که تا ابد باهات باشم همیشه جلوی چشات باشم جاروکش تو روضههات باشم دوسِت دارم علمدارم ای ضربان قلب من، اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل... حال این نوکرا اینجا همیشه روبهراه میشه گره زندگیهامون وسط روضه وا میشه دیگه یک عمره پیمونه زدم از نور جام تو نمیمیرم دیگه هرجایی تا بشم پیرغلام تو عشق تو بهخدا راه توحیده خدا منو با تو پسندیده نسخهی منو اینجا پیچیده دوسِت دارم علمدارم از غم تو دل من عزاداره فاطمه نوکراتو دوست داره خونهی دل من علمداره حسین، حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد