
با ابوفاضل هرکسی درافتاده یادِ جوونیهای حیدر افتاده توی صفّین دیدن همه که هرکی با آلِ علی درافتاده، ورافتاده قمرِ بنیهاشمی تو شیرِ نرِ نسلِ فاطمی و تاجِ سرِ نوکرای اربابی درگیرِ غمِ اعظم توام اسیرِ پَرِ علَم توام امیر نوکرای اربابی یا اباالفضل خونِ حیدر تو رگاته جاری یا اباالفضل معنی عزّت و اقتداری یا اباالفضل تا خدا هست تو هم موندگاری ادَّخیل یا عباس... کهنه میشم تا که تویی نورِ راهم چشم ازم برداری قطعاً گمراهم نه فقط ما هستیم خراب عشق تو دل به تو دادن حتی ارمنیها هم اسم تو، اسمِ بینالمللی شاگردِ درسِ شیر جملی الفرار کارِ دشمنه پیش تو تویی که فوق ادراکی و تو پسرِ پدرِ خاکی و آرزومه اومدنِ پیش تو یا اباالفضل چشمهی فیض و فضل خدایی یا اباالفضل تو که با هر غریبه آشنایی یا اباالفضل کاری که تا بشم کربلایی ادَّخیل یا عباس... یا ابوفاضل ذکر لبمه هر دَم مخصوصاً وقتی درگیرِ غم و دردم یه نگاهی بندازی روبهراه میشم بیام زیارت دور تو میگردم به سرم هوای حرم تو ممنونِ بخشش و کَرم تو مدیون حضرت اُمِّبنینم هر دفعه میام روضه یا حرم یا وقتی میشینم پای علَم مهمونِ حضرت اُمِّبنینم اُمُّالعباس بانی روضههای علمدار اُمُّالعباس دستتو رو سر ما نگهدار اُمُّالعباس تو دل سختیهایی یاور و یار ادَّخیل اُمِّالبنین
علی اکبر دلپذیرعااااااالییییی