تصویر مسعود پیرایش - دوستان مژده که ماه رمضان می‌آید

دوستان مژده که ماه رمضان می‌آید

[ مسعود پیرایش ]
دوستان مژده که ماه رمضان می‌آید
وقت آمرزش هر پیر و جوان می‌آید

می‌توان کرد نثارِ قدمش جانِ عزیز
که ز درگاه خداوندِ جهان می‌آید

*****

پای دل در پیشگاه یار لغزش می‌کند
هرچه با ما می‌کند، این نفسِ سرکش می‌کند 

زیرِ گوشِ من بزن، شاید بیاید اشک من
عاقبت این گریه ما را اهل بخشش می‌کند

اوّلِ ماه آمدم، رَدَّم نکن ای با مَرام
سفره‌داریِ تو را عالم ستایش می‌کند

ای به قربانِ کریمی که گدا را پَس نَزَد
رَبِّ ما با خاطی نیز سازش می‌کند

جانِ سلطانِ خراسان، آبرویم را نریز
این گناه‌آلوده دارد از تو خواهش می‌کند

هر زمان دلگیر بودم،گفته ام: یا فاطمه
کودکِ آزُرده را مادر نوازش می‌کند

بد خُمارم، چاره‌ی من چیست؟ انگور نجف
مستِ حیدر دور این مِی‌خانه گردش می‌کند

لذت افطار قنبرهاست، خرمایِ علی
نوکری را رزق او دارای ارزش می‌کند

حُبِّ حیدر شرطِ اصلیِ قبول بندگیست
روزِ حشر او را خدا معیار سنجش می‌کند

چاره‌ی بی‌تابیِ ما صحن شاه کربلاست
آتشِ دل در حریمِ او فروکش می‌کند

روزه‌دارِ تشنه‌لب! فَبْکِ عَلَی العَطشان حسین
گریه را تنها خدا بر او سفارش می‌کند

آنقَدَر زیر سُم‌ِ مرکب تنش پاشیده شد
بوریا با گریه گفت: این جسم ریزش می‌کند

*****

بیمارت ای علی جان، جز نیمه‌جان ندارد
میلی به زنده ماندن در این جهان ندارد

بگذار تا بمیرد، زین باغ پر بگیرد 
مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد

خواهم که اشک غربت از چهره‌ات بگیرم
شرمنده‌ام که دیگر دستم توان ندارد

بگذار کَس نداند در پشت در چه بگذشت
من لب نمی‌گشایم، محسن زبان ندارد

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های مسعود پیرایش

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد