نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من که هستم طفل معصوم حسن تنگ شد این خیمهها از بهر من *** کی هراسم باشد از تیر عدو من ز نسل تیر و تابوتم عمو *** گر نباشد حنجر من قابلت ترسم آخر تیر غم بوسد دلت *** من یتیمم، به که بابایم شوی باعث قدری تسلایم شوی *** باده عشقم بده هوشم بگیر این دم آخر در آغوشم بگیر *** حال کین دستم جدا شد از تنم ادرکینی فاطمه دم میزنم *** چون دعای مجتبی شد مستجاب شد قلم دستت چو یار بوتراب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد