ای گل تو را نیست هنگام چیدن
سایر ذاکرینپسندیدن2
بازدید2K
ای گل تو را نیست هنگام چیدن دست تو حیف است بحر بریدن لبهای خشکت آبی نخورده دستت به دستم عمو سپرده قرص مه من، عبدالله من (2) *** گر کودک اما عبد خدایم با درد غربت بد آشنایم در کربلایت ذبح عظیمم عبدالهم من ابنالکریمم قرص مه من، عبدالله من (2) *** دستت ز دستم آخر کشیدی مستانه سوی عمو دویدی خود را به نزد دلبر رساندی جان را به راه عمو فشاندی قرص مه من، عبدالله من (2)