ای عمو عبدالله دردانهام گرد شمع روی تو پروانهام ای عمو از تو کنم دفع خطر دست خود را میکنم بر تو سپر ای عمو قلب کبابم را ببین این دل عطشان و آبم را ببین تشنة آبم ولی آب حیات خود بده دیگر نجاتم زین ممات ای عمو زیر سنان گم گشتهام من هدف بر تیر عدوا گشتهام آمدم بار دگر بویت کنم جان خود قربانی رویت کنم