نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای عمو عبدالله دردانهام گرد شمع روی تو پروانهام ای عمو از تو کنم دفع خطر دست خود را میکنم بر تو سپر ای عمو قلب کبابم را ببین این دل عطشان و آبم را ببین تشنة آبم ولی آب حیات خود بده دیگر نجاتم زین ممات ای عمو زیر سنان گم گشتهام من هدف بر تیر عدوا گشتهام آمدم بار دگر بویت کنم جان خود قربانی رویت کنم
هنوز نظری ثبت نشده