نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

معجرمو با زحمت گرفتم یه جوری سیلی زد بهم لکنت گرفتم چشم تو دور دید، این زجر نامرد حتی عروسکامو با پا زد و له کرد پای منو به کجاها وا کرد جلوی نیزهی عمو یه جوری زد قدمو تا کرد نگی به بابا عمو که زجر منو کنیز صدا کرد دختر شاهو که کنیز نمیکنن این کارا رو با یه عزیز نمیکنن اینا که چیزی نیست، یکی نگفت یزید سرو که با شراب تمیز نمیکنن (مَنِ الّذی اَیتَمَنی)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد