
مظهر رحمت خداوندی آرزوی هر آرزومندی دشمنت هم اگر زِ در آید به خدا در بر او نمیبندی همه را زائرت خطاب کنی کِی گنهکار را جواب کنی عرش یک قبضه خاک از کویت خضر روییده از لب جویت دل موسی مقیم طورِ شما چشم یوسف به چشم و اَبرویت آفرینش غباری از قدمت کعبهی روح انبیا حرمت تو قیامِ منی امام رضا تو سلام منی امام رضا به تمام پیمبران سوگند تو امامِ منی امام رضا عطر ایمان غبار تربت توست دل مؤمن دیارِ غربت توست مهر تو همچو جان به پیکر ماست سایهات تا بهشت بر سر ماست قدم توست روی چشم همه حرم تو پناه کشور ماست اگر ایران تو را نداشت، چه داشت؟ گَر خراسان رضا نداشت، چه داشت؟ ای تمامِ بهشت مرقد تو همه دلها مقیم مشهد تو روشنیبخش دیدهی خورشید نور گلدستهها و گنبد تو روی هر خشت یک مَلک پیداست نقش بال و پَرَش امام رضاست ای ولایت کمالِ ایمانم کل توحید و کل قرآنم اَکرَموا الضیف را شما گفتید در به رویم نبند، مهمانم تو رئوف همه رئوفانی هیچکس را زِ در نمیرانی (یا امام رضا، امام رضا، امام رضا)۲