حسین ماه منیرم حسین برات بمیرم ما در حسینیه به خداوند میرسیم ذکر حسین جلوه کند ذکر هو شود باید که سجده کرد خدا، یا حسین را فردا که با خدای خودش روبرو شود این گریهها برای توعین طهارت است عابد چرا معطّل آب وضو شود ***** به دیر و بتکده و کعبه و کرشت حسین به تربتی که خدا بذر عشق کِشت حسین ازاین زمین نروم یک وجب که دست خدا ز خاک کرب و بلایت گِلم سرشت حسین به پای تو سر گلرخان سزاست نه من چه حاجت است به غلامی سیاه و زشت، حسین اگرچه ماه بنی هاشم است در خور تو به پای توام دست حق نوشت حسین سعادتیست هم رنگ کتیبه گشته تنم که خون سرخ به جسم سیه نوشت، حسین ***** قطره ام امّا دلم دریایی است آری آری من دلم زهرایی است