به جانِ همین جمله دستم را بگیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر تو امواجِ سرخی و دریا حسین تو مجنونِ اشکی و لیلا حسین فقط از دهانِ تو باید شنید حسینم حسینم حسینا حسین مرا مادرم یاد داده تو را کنارم نشانم فقط با حسین شبیه حسینی صدا میکند تو را مادرت : جانِ زهرا حسین حسینیه میگردد آنجا که تو صدا میکنی آه جدّا حسین دو خط روضه میخوانم اینجا بیا که طَشتِ طلا بود و لبها، حسین یتیمی از آن گوشه سر را شناخت فقط گفت بابا بابا حسین